طالقان جاویدان

درباره طالقان سرزمین زیبای نیاکان

حکایت آن گربه سیاه

با توجه به اینکه قرار نیست هیچ چیزی در این مملکت درست کار کند و اینکه من مطلب حکایت آن گربه سیاه را در جای دیگری تایپ کرده بودم، امکان کپی پیست کردن آن توسط هیچ مرور گری در پرشین بلاگ وجود ندارد! امیدوارم مشکل بزودی حل شود و من مطلب قول داده شده را منتشر کنم.

   + میثم باریکانی ; ٦:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٧
comment نظرات ()

حکایت آن سنگ قبر عجیب

24 سال قبل در یکی از روستاهای طالقان، محله ای به نام چهارپاره، محل جمع شدن خانمهای روستا و شستشوی ظروف بود. جوی آبی بود و سایه درختی و محلی برای نشستن. چند سال قبلترش سنگ قبر قرمز رنگی را از یکی از مزارع اطراف آن روستا آورده بودند که شکل عجیبی داشت. سنگ سه دندانه بر بالای خود داشت. شبیه برج و باروی قلعه بود انگار. سنگ را بر سر جوی آب نهاده بودند تا آبی که پشت آن جمع می شود؛  شستن ظروف را آسانتر کند. چند سال بعد اما سنگ ناپدید شد و نگارنده این سطور آن را ندید. سرنوشت آن سنگ هم مثل ظاهرش مرموز و اسراآمیز شد! تا چند روز پیش که در یکی از سایتهای خبری، مطلبی خواندم در مورد وجود سنگهایی مشابه با آنچه در دوران کودکی در آن روستا دیده بودم. سنگها در روستایی در الموت بودند و ظاهرا به پیروان فرقه اسماعیلیه و حسن صباح تعلق داشتند. یاد آن سنگ عجیب دیده شده در دوران کودکی افتادم. راستی آن سنگ الان کجاست؟

   + میثم باریکانی ; ٧:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢٤
comment نظرات ()

فحاشی در قسمت نظرات وبلاگ

چند ماهی به دلیل مشغولیت در دانشگاه و درسها، امکان سر زدن به این وبلاگ و آپدیت کردن آن فراهم نشده بود تا امروز. امروز در بازدید از وبلاگ دیدم که در تاریخ 29 دی، فردی بی فرهنگ و لمپن با کلماتی که شایسته خود و خانواده اش بوده در قسمت نظرات وبلاگ لجن پراکنی و فحاشی کرده. من همینجا از همه خوانندگان وبلاگ که در این مدت چشمشان به این کلمات سخیف افتاده، عذرخواهی می کنم.

فکر نمی کردم روزی برسد که غریبه ای برای آنکه دلواپس سرزمین نیاکانم هستم، به من فحاشی کند. شاید روزی این اتفاق در همان زمینها هم تکرار شد.

 ربّ اشرح لی صدری ویسّر لی أمری واحْلُل عقدهً من لسانی یفقهوا قولی.(طه: 25)

خدایا به من در این راه دشوار صبر عنایت کن. که جز با صبر طی کردن این راه میسر نخواهد شد.

   + میثم باریکانی ; ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/۸
comment نظرات ()

من تا زنده هستم تلاشم را می کنم!

یک سال و نیم قبل مطلبی در وبلاگ نوشتم با این عنوان:«زمین در طالقان- جهت ویلا سازی-فروش یا معاوضه»  یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ که ظاهرا از خریداران زمین در آسمانکوه هستند، نظرشان چنین بود :

« ایشان یکی از فروشندگان زمین به وزارت کشور بودند حالا میخواهند گردن کلفتی کنند.آره عزیزم!»

پاسخ من چنین است:

نه آقای خریدار اینطور نیست. اما اجداد من در این زمینها کشاورزی کرده اند و اگر کسانی در گذشته از روی نیاز یا غفلت زمین به زمینخواران فروختند و دست به دست گشت تا امروز به دست امثال تو رسیده، مانع از این نمی شود که من دست روی دست بگذارم تا زمینی که متر به مترش ضربه بیل و داس نیاکان مرا لمس کرده، تفرجگاه تو و امثال تو شود. من تمام تلاشم را می کنم که نه آنجا ویلاسازی شود و نه جاهای دیگر. شما هم سند یا قولنامه یا هر چیز این 250 متریها را که داری، قاب کن بزن دیوار!

شاید این طنز روزگار باشد که تویی که تا 10 سال پیش راه طالقان را هم بلد نبودی، اکنون به لطف این سد نفرین شده که نام دیار مرا سر زبانها انداخت، مالک 250 متر زمین در سرزمین اجدادی من هستی و من خودم شخصا مالک حتی 1 متر زمین هم نیستم. بسوزد پدر فقر و نیاز! مردمان سخت کوش این سرزمین را که حاصل تلاش عمرشان در کشاورزی و دامداری فقر بود و تنگدستی، ناچار کرد تا سرمایه زندگیشان را به امثال تو بفروشند.

رابطه من با طالقان با رابطه تو فرق می کند. رابطه من رابطه عاشق و معشوق است. رابطه من عشق است. رابطه تو هوس است. عشق و هوس کجا مثل هم است؟! من عاشق طالقانم. یک عاشق حتی اگر به وصال معشوق هم نرسد، چشم دیدن زخم بر پیکر معشوق را ندارد. تحمل لحظه ای ناراحتی معشوق را ندارد.

من خاک پاک طالقان را سرمه چشمم می کنم و سنگهایش را مهر نمازم. و تو لابد متر می زنی تا بفروشی و دسته اسکناس کنی.

آقای خریدار! من فروشنده نیستم! عشق فروشی نیست!  طالقان فروشی نیست!

   + میثم باریکانی ; ٩:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٧
comment نظرات ()

نصب مخازن جدید زباله در باریکان

طبق مشاهداتم در هفته گذشته؛ شهرداری طالقان اقدام به نصب مخازن بزرگتر زباله در چند نقطه باریکان نموده است که اقدام ارزنده ای در جهت جلوگیری از پراکنده شدن زباله ها در اطراف خواهد بود. از این اقدام شهرداری در توجه به درخواست 3 ماه قبل بنده در این رابطه تشکر می کنم. البته این تشکر، راه انتقادات جدی مرا به عملکرد شهرداری نخواهد بست.
ظاهرا امروز در کشورمان ایران؛ مسابقه تبدیل شدن از شهرستان به استان و از بخش به شهرستان و ... در جریان است.  یک دور تسلسل بی حاصل که فقط و فقط منجر به فربه شدن وزارت کشور و دستگاه دولت و بوروکراسی بیشتر خواهد شد.
طالقان ما هم پس از تشکیل استان البرز به دستان قدر قدرت احمدی نژاد؛ از استان تهران منفک شده و به استان البرز ملحق شد. حالا دعوا بر سر شهرستان شدن طالقان است. فکر نمی کنم با این تغییرات، مشکلی از مشکلات طالقان حل شود. 

   + میثم باریکانی ; ۳:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/۱٦
comment نظرات ()
← صفحه بعد